تغییر لوگو، باید ها و نباید ها

بخش عمده این نوشته ، از این مطلب ترجمه شده است.

تغییر خوب است. اما در صورتی که در جهت تحول مثبت باشد. قبل از این با نمونه هایی از تغییر لوگو در برخی شرکت های معتبر آشنا شدیم. (تغییر لوگو، حرکت بر لبه تیغ) . در این مطلب با سوالاتی که قبل از اقدام به تغییر، بهتر است به آنها پاسخ دهیم آشنا می شویم.

یک تازه شدن دوباره

اقدام برای برندسازی مجدد، اقدام برای تعیین مسیر تجاری شرکت (یا وبسایت یا شخص ) است. در ابتدا باید در نظر داشت که کاربران معمولا در مقابل تغییر مقاومت می کنند. چون در صورت تغییر، آنها باید بسیاری از مولفه های ذهنی و غیرملموسی را که در ذهن داشته اند تغییر دهند و با موارد جدیدی جایگزین کنند. تغییر یک وبسایت ، نیاز به آشنا شدن مجدد با آن دارد. تغییر سیستم فروش، نیاز به دقت مجدد برای انجام مراحل آن دارد.

تغییر لوگو، نیاز به تغییر تصویر ذهنی کاربر نسبت به آن است. آوردن لبخند به لب مشتریان و ایجاد حس لذت و رضایتمندی، یکی از مهمترین عواملی است که برندسازی مجدد را به یک ریسک بزرگ تبدیل می کند. پس قبل از هر اقدامی برای برند سازی مجدد، یک بار هزینه فایده را محاسبه کنید. آیا چیزهایی که با تغییر برند به دست می آورید، به چیز هایی که در نتیجه آن از دست می دهید، برتری دارد؟

در این مطلب ، تنها به موضوع تغییر لوگو می پردازیم و سوالاتی را مطرح می کنیم که اگر پاسخ آنها را در اختیار یک شرکت یا فرد متخصص طراحی لوگو قرار دهیم، ریسک شکست این تغییر را تا حد امکان کاهش خواهیم داد. با این توضیح که برخی از این سوالات به برندسازی مجدد مربوط می شوند، اما گاهی نمی توان از آن صرف نظر کرد.

پرسشنامه

در رابطه با کسب و کار

  • در چه زمینه ای فعالیت می کنیم؟ (به طور خلاصه)
  • در چه زمینه ای ضعف داریم؟ (در حوزه کاری و به خصوص در مقایسه با رقبا)
  • وجه تمایز ما از رقیب ها چیست؟

دانستن نقاط قوت و ضعف شما می تواند در طراح، ذهنیت لازم برای خلق یک طرح مناسب ایجاد کند.

در رابطه با رقیب ها

  • رقیب شما کیست؟
  • به نظرتان در آینده چه کسانی رقیب شما هستند؟استارباکس و کپی های آن
  • چه کسانی در حوزه کاری شما قرار دارند؟ (سرویس های مشابه، نام های شناخته شده و علاقه مندی های مشتریان)

این موارد بسیار مهم هستند. نه برای اینکه از روی آنها کپی انجام شود، بلکه برعکس برای اینکه طرحی منحصر به فرد خلق شود و در عین حال از المان هایی که در این بازار بیشتر شناخته شده است، استفاده مناسب صورت گیرد. نمونه ای از لوگویی که بارها از آن کپی برداری شده است، استارباکس است.

در رابطه با تصویر ذهنی

  • می خواهید مشتریان چه تصوری از شما داشته باشند؟
  • می خواهید به چه چیز معروف شوید؟
  • دوست دارید با چه کلماتی در ذهن مشتری، تداعی شوید؟
  • چرا مشتری ها باید شما را انتخاب کنند؟

معمولا پاسخ به سوال ۳ مقداری مشکل تر است. پاسخ این سوال را می توان از راه تحقیق به دست آورد. می توان یک بار با استفاده از روش هایی مشابه طوفان فکری کلمات مرتبط با فعالیت و صنعت را حدس زد و در تحقیقی در میان مشتریان ، از آنها خواست که از میان آنها تعدادی را انتخاب کنند. راه دیگر استفاده از ابزار های یافتن کلمات کلیدی همچون ابزار گوگل است تا به کلمات کلیدی سایت های مشابه و کلمات جستجو شده کاربران پی برد.

در رابطه با مشتریان

  • مشتری ایده آل شما کیست؟
  • علاقه مندی های مشتریان شما کیست؟ چه می بینند؟ چه می خوانند؟ به چه سایت هایی سر می زنند؟
  • مشتریان چگونه شما را شناخته اند و می شناسند؟
  • خواسته آنها چیست؟
  • مشتریان چه چیزی از شما نمی خواهند؟

شما با پاسخ به این سوالات به طراح کمک می کنید تا دید بصری بهتری نسبت به شما و کار و مشتریانتان داشته باشد. همچنین ارزش هایی که به دنبال آن هستید برای او روشن تر می شود.

در رابطه با مارک (نام شرکت)

  • آیا می خواهید لوگو، شامل مارک هم باشد؟
  • در چه زمان هایی لوگو بدون متن دیده می شود؟
  • تا چه اندازه ای ارتباط مابین برند و عنوان شرکت وجود دارد؟

خیلی اوقات شرکت ها و به خصوص شرکت های تازه کار (Start-ups) تنها به یک لوگوتایپ نیاز دارند و این هنگامی است که شرکت به تازگی شروع به فعالیت کرده و هنوز کاملا لوگوی مادیرانشناخته شده نیست. بنابراین شاید صرف زمان و هزینه زیاد بر روی این طراحی درست نباشد. شرکت هایی که با نام خود شناخته می شوند (مانند Google و Yahoo ) نیاز آنچنانی به عنوان و نوشته در لوگوی خود ندارند و شرکت هایی هم که عنوان چند بخشی دارند می توانند از سرواژه ها استفاده کنند. استفاده از مارک زمانی می تواند مفید باشد که لوگو بدون توضیحات آورده شود (مثلا روی تی شرت) و یا عنوان شرکت چند بخشی نیست (همانند مادیران)

در رابطه با جزییات و استفاده

  • لوگو در کجا مورد استفاده قرار می گیرد؟
  • چه حدودی برای طراحی باید در نظر گرفته شود؟ (اندازه، رنگ، خوانایی، …)
  • چه استفاده هایی برای لوگو پیش بینی می شود؟

در صورتی که نسبت به هدف نهایی خود برای لوگو آگاهی داشته باشید و به آن فکر کرده باشید، به نتیجه مطلوب تری دست می یابید. به عنوان مثال اگر قرار باشد که لوگو به نماد برند تبدیل شده و همه جا دیده شود و مثلا روی لباس ها و کیف و … چاپ و چسبانده شود، بهتر است تا طراحی ساده و هوشمندانه تری داشت تا در یاد بماند و به سادگی بتوان تداعی مورد نظر را در ذهن بینندگان ایجاد کرد.

در رابطه با عوامل غیربصری و الهام دهنده

  • آیا داستان خاصی در پس کسب و کار یا نام آن وجود دارد؟
  • آیا هر گونه عامل غیربصری و الهام دهنده ای در رابطه با محصول، ایده یا محل وجود دارد؟
  • تا چه حد و چگونه می توان در لوگو با نام شرکت بازی کرد؟
  • آیا رنگ یا نماد خاصی وجود دارد که از آن متنفر باشید و یا عاشق آن باشید؟

لوگوی یاماهاتکیه و توجه زیاد به پاسخ این سوالات ممکن است اثرات مخرب داشته باشد. اما استفاده به جای آن نیز اثرات بسیار ماندگاری خواهد داشت. مشتری ممکن است مجبور شود چند لحظه بر روی لوگو تمرکز کند تا مفهوم آن را دریابد. اما در نهایت لذت کشف رمز و یک «آها…» تاثیر ماندگاری در ذهن او خواهد گذاشت. به عنوان مثال آیا می دانید لوگوی یاماها از چه تشکیل شده است؟

این لوگو تشکیل شده از سه دیاپازون (Tuning Forg) است که یک دایره به دور آن کشیده شده است. توضیح این شرکت در مورد لوگو جالب است:

وجود داشتن سه دیاپازون در لوگوی یاماها ، نمایانگر ارتباط نزدیک سه رکن اساسی کسب و کار ما است – تکنولوژی ، تولید و فروش. همچنین وجود آنها به همراه دایره دور آن نشان دهنده قدرت و توان ما در زمینه صدا و موسیقی در همه کشور های جهان است. از طرفی این سه دیاپازون نماینده سه عنصر حیاتی در موسیقی هستند – ملودی، هارمونی و ریتم.

در مورد سوال ۴ هم، نباید انتظار داشت که طراح کاملا مطابق با نظر شخصی شما عمل کند. چون ممکن است استفاده از یک طرح یا رنگ که مورد علاقه شما نیست، ناگزیر باشد و یا برعکس. اما به هر حال مشخص کردن آن برای طراح می تواند مفید باشد.

آماده… حرکت!

ممکن است به نظرتان این لیست خیلی طولانی به نظر بیاید. اما همه این ها منجر به کاهش ریسک شکست طرح لوگو و همچنین کاهش صرف هزینه و زمان می شود. در ضمن پاسخ به این سوالات ذهن ما و طراح را برای رسیدن به طرح مطلوب آماده می کند و نباید از آنها برای اعمال محدودیت بر طراح استفاده کرد.

آیا تا به حال تجربه طراحی اولیه یا مجدد لوگو را داشته اید؟ آیا این سوالات یا سوالات دیگری به ذهن شما رسیده است؟